جوجه تیغی به محض ورود به اتوبان،مرگ را به جان میخرد. جوجه تیغی استعاره ایست که ژاک دریدا برای تعریف شعر به کار میبرد.
از نظر دریدا : شعر همان جوجه تیغی است که به راه می افتد. «مطلق، منزوی،چون حلقه ای که دور خودش جمع شده است» و هر لحظه ممکن است له شود پیش از آنکه به آن سوی جاده(به مخاطب) برسد.
شعر به دلیل ماهیت ماورایی و معماگونه اش میل به ناملموسی دارد.همانگونه که جوجه تیغی به دلیل خارهایش.و البته هر دو در سفرند،شعر با استفاده از شاعر در عبور از نیستی به هستی است و جوجه تیغی در مسیر عبور از اتوبان.و هر دو در این سفر با احتمال نابودی روبرو هستند...
شاید به همین دلیل شیمبورسکا میگوید" مهم ترین چیزی که یک شاعر باید داشته باشد سطل زباله است."
برنامه سفر است:از انتزاع درونی تا جسمیت یافتن شعر و اکثر شعرهایی که در این مسیر نهایتا به سطل زباله تعلق دارند.
این نکته برای یک شاعر حیاتی است که تشخیص دهد کدام شعر و کجای شعر به سطل زباله تعلق دارد.
دریدا برای تعریف ویژگیهای شعر در دو جمله،این دو مورد را برگزیده است
۱.صرف نظر از طول آن،شعر باید مختصر باشد (ایجاز)برای صرفه جویی در حافظه،
۲.شعر با قلب سر و کار دارد پس باید قلب را به تکاپو بیاندازد،
شاعرانه آن چیزی است که ما می خواهیم با قلب و احساسمان از دیگران بیاموزیم.
دریدا میگوید :معلوم است که شعر دنیا را نجات نخواهد داد.اما جرقه شکست را شعله ور می کند، در واقع خواندن شعر، شنیدن نزدیک شدن فاجعه است.
افلاطون شاعران را از آرمانشهر خود تبعید کرده است،چهره شاعر که از بازگشت او به آرمانشهر افلاطونی جلوگیری شده،در جاده ها سرگردان می شود با ظاهری شبح مانندو غریب، بی قرار می شود و آنچه را از خاطرات گم شده به یاد می آورد بازگو میکند، وظیفه اش اخطار دادن، اخطار دادن و شنیده نشدن است، زیرا او نه نامی دارد،نه چهره ای و نه حتی به سرشماری تعلق دارد.
سپس شعر رویای تزئین را در دیگران بیدار می کند. "برای اینکه این ضرب المثل از قلب شما عبور کند." اینقدر مزخرفات، کسانی که خود را ضروری اعلام می کنند خواهند گفت. اما همانطور که الیاس کانتی گفته است، "هیچ کس امروز شاعر نخواهد بود اگر به طور جدی در حق خود برای شاعر بودن شک نداشته باشد". تجربه شاعرانه و شاعرانه ، همانطور که دریدا ترجیح می دهد، ما را به شناخت قلبی که نمی دانستیم، که در داشتن آن شک داشتیم، هدایت می کند تا بتوانیم آن را بیاموزیم.
پسوآ می گوید: «شعر احساسی است که با ریتم از طریق اندیشه بیان می شود». آنچه در فرکانس های نزدیک به قلب می تپد در اعماق حافظه به خاطر سپرده می شود.
؛ جوجه تیغی، وقتی به توپ خم می شود، فوراً خود را کور می کند، «پر خار، آسیب پذیر و خطرناک، حسابگر و ناسازگار (با خم شدن در توپ، احساس خطر در جاده، خود را در معرض تصادف قرار می دهد).
هیچ شعری بدون حادثه نیست، شعری نیست که مثل زخم باز نشود، اما زخمی هم نگشاید.»
علاوه بر این، جوجه تیغی حیوانی نیست که برای سیرک،نمایش و بناهای تفریحی مناسب باشد. نه شعر هرگز آنقدر اهلی نیست که بتوان ان را به نمایش واداشت.هر ۰ند متواضع و چسبیده به زمین است اما همچنان تیز و برنده است و برای لمس آن باید زخم خارهایش را پذیرفت .
و در پایان به قول الیاس کانتی " هیچکس امروز شاعر نخواهد بود اگر به طور جدی در حق خود برای شاعر بودن شک نداشته باشد."
#دریدا #شعر #ادبیات #فلسفه #ماردین_امینی
#جامعه_شناسی #افلاطون #شیمبورسکا #فوکو #الیاس_کانتی
متن فوق با رجوع به مقالات مختلف از دریدا و یا در نقد او نوشته شده و از آنجا که مقاله اصلی شعر چیست از دریدا به زبان فارسی در دسترس نیست و من هم پیدا نکردم سعی کردم تا حد ممکن مختصر و مفید بنویسم.هر چند توضیح دقیق مساله کمی پیچیده بود.باشد که مفید باشد
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 15:36 توسط ماردین امینی
|