زیگمونت باومن . شبکه های اجتماعی مجازی .
شما به شیوه اعتراض در رسانههای اجتماعی که «کنشگری پشتمیزی» هم نامیده میشود خوشبین نیستید و میگویید اینترنت ما را با یک سرگرمی بنجل تحمیق میکند. بنابراین میخواهید بگویید که شبکههای اجتماعی افیون جدید مردم هستند؟
امروزه پرسش از هویت از چیزی که با آن به دنیا میآیید به یک وظیفه تغییر کرده است؛ شما باید اجتماع خود را بسازید. اما آنچه شبکههای اجتماعی میتوانند بسازند یک جایگزین است. تفاوت میان این دو در این است که شما متعلق به یک اجتماع هستید اما یک شبکه متعلق به شما است. شما در شبکههای اجتماعی احساس فرمانده بودن دارید؛ میتوانید دوستی را اگر خواستید بیفزایید و اگر خواستید حذف کنید. شما انسانهای مهمی را که با شما در ارتباط هستند در کنترل خود میگیرید. مردم از این امر اندکی احساس بهتری دارند، چرا که «تنهایی» و «رهاشدگی» ترس بزرگ ما در عصر فردگرایی است.
اما آسان بودن حذف و اضافه در شبکههای اجتماعی، انسانها را در آموختن مهارتهای اجتماعی واقعی ناکارآمد میکند. هنگامی که به خیابان میروید، هنگامی که به سر کار میروید و در جایی که تعداد زیادی از افراد هستند و نیاز است با آنان تعامل ملموس داشته باشید، ناتوان میشوید.
پاپ فرانسیس، نخستین مصاحبه خود را پس از انتخاب با اگینیو اسکالفاری، یک روزنامهنگار ملحد ایتالیایی انجام داد. این یک پیام است: گفتوگوی واقعی صحبت کردن با افرادی نیست که اعتقاداتی مثل تو دارند. رسانههای اجتماعی به ما گفتوگو کردن را نمیآموزند زیرا آنجا اجتناب از مجادله آسان است. چراکه اغلب مردم از رسانههای اجتماعی برای متحد شدن یا گسترش افقهای ذهنی استفاده نمیکنند، بلکه برعکس، آن را برای منزوی کردن خود در یک کنج عافیت به کار میگیرند که در آن تنها صداهایی را بشنوند که پژواکی از اصوات خودشان است و تنها چیزهایی را ببینند که بازتاب چهره خودشان است. رسانههای اجتماعی بسیار کارآمد و لذتبخشاند، اما آنها یک دام هستند.
گفتوگو از: ریکاردو دیکرول
این مطلب نخستین بار در روزنامه ایران منتشر شده است.